| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
مردان بهشتی ( نوشته : بربروشان-برپروشان)
|+| نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 1388/03/31 و ساعت 14:4 |
م.بربروشان ( برپروشان )
|+| نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 1388/03/31 و ساعت 13:58 |
بربروشان برپروشان بربروشان برپروشان بربروشان برپروشان
|+| نوشته شده توسط محسن در جمعه 1388/03/01 و ساعت 0:7 |
معنای کلمه بربروشان( برپروشان)
|+| نوشته شده توسط محسن در جمعه 1388/03/01 و ساعت 0:3 |
سخنی با خدا
![]() |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/25 و ساعت 0:15 |
حجاب
حجاب بحث پيچيده اي داره . تو هر ديني يه حجاب خاصي هستش . دين اسلام هم يكي از همين حجاب هاي خاص رو در بر داره . منظور جامعه يا قشر خاصي نيست ؛ حجاب مثل حائلي مي مونه كه فرد رو از آسيب هاي انحرافي محيط اطرافش حفظ مي كنه .در دين اسلام از نظر حجاب ظاهر بيشتر رو خانم ها تأكيد شده ( البته آقایون هم از قاعده مستثنا نیستن ) ، درسته حجاب ظاهر اين طور هستش ولي حجاب باطن ، حجاب دل همه بايد داشته باشن و اول از همه اين حجاب هستش كه در ظاهر هم تاثير گذار مي شه .اگه حجاب باطنت كامل بود ، همه چي رو رعايت كردي مگه مي شه در ظاهرت بي تاثير باشه . يواش يواش حجب و حياي درونيت در ظاهرت هم نمايان مي شه . بماند بعضي هاااا ظاهر و خوب حفظ كردن ولي باطن چيزي غير از ظاهر .
خود به خود همه اعمال و رفتار هم تحت تاثير قرار مي ده . مثلاً كسي كه در درون و بيرون يك شخصيت داشته باشه . خوب مي شه بهش اعتماد كرد . مسئله پوششي رو زمينه ساز داشتن بعضي رفتارها قرار داد . همه اعمال خوب . پاك بودن صفت بارز اين فرد مي شه . ديدي كه مردم دارن . و همون بعضي هااا ازش سوءاستفاده مي كنن . با ظاهري موجه دست به هر كاري مي زنن . شخصيت اصلي اين افراد پشت چند شخصيتي بودنشون پنهان شده. كساني هم كه زود باور باشن بر اساس ظاهر به اين افراد اعتماد مي كنن . حجاب دل از همه چيز مهم تر هستش . يكي از نويسندگان وبلاگ مي گفت : "ما در اسلام بد حجابی نداریم. اگه کسی حجاب رو به طور کامل پذیرفته و طبق ضوابط شرعی انجام می ده، با حجاب و در غیر اون صورت بی حجابه. "خوب ديگه حدي اين بين براي بد حجاب ها قرار ندادن . اين درست نيست . طرز فكر اشتباهي هستش .خوب اونايي كه حجاب ظاهريشون از نظر اسلام درست نيست ، حجاب باطني شون اشكال داره . با يك سري عقايد خودشون اين پوشش رو انتخاب كردن . بايد بهشون نشون داد . بازم به قول يكي ديگه از نويسندگان وبلاگ : "برید تو مجالس مختلط ببینید میتونید لباس تن این ملت کنید بعد از روسری حرف بزنید! " خوب به اجبار نمي شه. اسلام دين خشكي نيست . همون طور كه با گذشت زمان يك سري عقايد تغييركرده ، اين مسائل هم تحت تاثير قرار مي گيره . عقايد زمان پيامبر رو نمي شه به همون شيوه اجرا كرد . مي تونيم روش رو عوض كنيم . جامعه ما مي تونه عوض كنه . خوب معلومه وقتي بخواي يه چيزي رو خشك تحميل كني به نتيجه نمي رسه . همش از جنبه هاي ظاهري دين مي گن . خودتو بپوشون اين كارو كن اين كارو نكن . از جنبه هاي عرفانيش كمتر مي گن . مثلاً نمي گن كه تو اگه اين طور باشي چه منفعت هاي برات داره . از لذتهاش نمي گن . مثلا به زور مي خواد بگه نماز بخون. اونم براي كسي كه هنوز دليل اصليشو نمي دونه . خوب بگو نماز براي چيه ؟ عبادت براي چيه ؟ كتاب آسموني براي چيه ؟ براي این كه خدا رو فراموش نكني . مسائل نذاره وجودشو انكار كني . دركش كني . براي اين كه دلبسته نشي به اين دنيا . درعين حال كه در اين دنيا هستي به ياد اون دنياتم باشي . با خدات حرف بزني . درد و دل كني . عبادت براي آرامش بنده هاست . اگه قرار باشه به زور باشه پس همون بهتر كه انجام نشه . در يك كلام : خدا هيچ چيزي رو در دين اجبار نكرده . راهها رو نشون داده ، ضررها و منفعت هاشو گفته . همه رو با دليل و منطق . قرآن ، احاديث دليلي هستش براي تمام اين باورها . ديگه بقيه ش به عهده بنده اش هستش . تا شرايط چه طور باشه كه بپذيره يا نپذيره . |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/25 و ساعت 0:13 |
با همه عشق الهیت بخونش
موقع هایی که از ته دل به خدا نزدیک می شی چه احساس خوبیه . می خوای پرواز کنی . این قدر سبک می شی که هیچی حس نمیکنی . فقط خدا رو می بینی و خدا و یک عالم دنیای مهربانی . این جور وقتها از ته دلت اشکهای دلتنگیت برای خدا از روی گونه هات یواش یواش سرازیر می شه . گاهی تند و گاهی آهسته عین بارون بهاری . گاهی وقتها هم با شکستن بغض زیاد مثل یه رعد و برق . همش قشنگه . این لحظه ها خدا رو مثل کسی می بینی که کنارت نشسته . وقتی نماز می خونی . اون قدر دلت صاف می شه . حس می کنی خدا دستاتو گرفته . نشسته روبروت داری باهاش حرف می زنی . بهش احترام می ذاری . باهاش درد و دل می کنی . می گی تنها معبودم تویی . تو بی نیاز از هر چیز هستی . تو مهربان ترین مهربانان هستی . چه خلوت عاشقانه ای ... یک عالم آرامش توشه . نمی خوای با هیچی عوضش کنی . این قدر خدا نوازشت می کنه . دست می کشه به موهات . به چشمای بارونیت . بهت با یه لبخند شیرین نگاه می کنه و تو بازم باهاش حرف می زنی . دستاتو می بری بالا رو به درگاه الهیش می گی خدایاااا تو تنها مونس درد منی . تویی که گره از هر مشکلی باز می کنی . تویی که بهترین مصلحت رو برام در نظر می گیری . تویی که منو تو امتحان قرار میدی . تویی که منو تو سختی می زاری تا وقتی به لحظه های خوب می رسم قدرشو بدونم . بفهمم پشت این همه آرامش خدا منو با این سختی ها امتحان کرده . شکرشو می کنی و با فریاد می گی که خیلی عاشقانه دوستش داری . از همه چیزایی که برات در گذشته و الان و حتی آینده در نظر گرفته راضی و خشنود هستی . می گی خدایا توکل به خودت . این حق توست هر جوری دوست داری با بنده ات رفتار کنی . می دونم که تو با من نامهربون نیستی . می دونم که دست رد به سینه هیچکی نمی زنی . می دونم که خوبی می دونم که پاکی . می دونم که مهربان ترین مهربانان هستی . می دونم از مادری که زاییده شدم نزدیک تر و دلسوزتری . دلم می خواد هر روزم مثل این لحظه های ناب تو رو به این نزدیکی حس کنم . همیشه با آه ته دلم تو رو صدا کنم . از صمیم قلب تو رو ستایش کنم . خدایا تو منو تو انتخاب آزاد گذاشتی . ولی دورادور هوامو داری . از آسمونا از اون بالای بالا نگاه می کنی ببینی دارم چیکار می کنم . انتخابم درست بوده یا مسیرم اشتباهه . اگر اشتباه بود این خودم بودم که مسیرمو بد انتخاب کردم . کارم سخت می شه . اون وقت باید از این راه با تدبیر بیرون بیام . با توکل به تو در لحظات درد آور سختی از این جاده تنگ و تاریک موفق می شم و بیرون می یام . حالا مسیرم یه راه درسته . مواظبم که دوباره اون چه رو سر راهم قرار دادی بد انتخاب نکنم . من آزادم . یک بنده آزاد و باحق انتخاب . تو هم سرچشمه پاکی و زلالی. از دستم نمی رنجی . مگه این که خیلی بنده بد بد بد بد بدی بشم . ولی من که نمی خوام تو رو ناراحت کنم . نمی خوام تو قهرت بگیره . می بینی ناتوانیم به خاطر چیه ؟ به خاطر موقع هایی که درمونده می شم . داد می زنم کمکم کن . تو گذاشتی به عهده خودم . می گی زود باش . بلند شو . بلند شو و ادامه بده . از این راه بیا بیرون . حرکت کن . تا بلند نشی کمکت نمی کنم . می دونی چرا داد می زنم . چرا ناله می کنم برای این که وجودتو حس نکردم . هر چی می گی کمکت می کنم نمی شنیدم . نه صدای تو رو می شنیدم نه نور حضورتو و نه گرمای مهربانیتو . چون ترسیدم . وقتی که یه دفعه تاریکی این مسیرو و دیدم فراموشت کردم . گمت کردم . یادم رفت دوردور هوامو داری . وقتی که وسطای راه رسیدم دیگه حس کردم فقط خودم هستم و خودم . تنهای تنها . از تو هم نومید شده بودم . تو مدام با ندای درونی قلبم بهم می گفتی مسیرو اشتباه اومدم . بلند شو . از هیچی نترس . من پیشتم . چیزی نشده . یکم کار و سخت کردی ولی اگر بلند بشی رو پاهای خودت بایستی دوباره پاهات جون می گیرن . من بهشون نیرو می دم . فقط تو بلند شو رو پاهات وایستا تا ببینم منو فراموش نکردی . یه کم سعی کن راه بری . برگردی عقب تا خودم دوباره راه رفتن و بهت یاد بدم . اون وقت همه چیز یادت می یاد . کم کم به اول مسیر نزدیک می شی اون وقته که نور من از بین این تاریکی دیده می شه . می گی خدایا تقصیر خودم بود که تو رو ندیدم . حالا که راهم عوض شد چه قشنگ مثل اون موقع ها حست می کنم . این نور الهی تو هستش . آره دیگه اشتباه نمی کنم . دستاتو محکم گرفتم که گمت نکنم . آخه نمی دونی چقدر ترسیدم . وقتی که نیستی . تو این تاریکی هیچ جا رو نمی دیدم . بعد از این درد و دل ها از ته دل نفس عمیق کشیدم و زیر لب گفتم :
یاالله یا الله یا الله ... یا ارحم الراحمین یا ارحم الراحمین یا ارحم اراحمین ... یا قیاس المستقیسین یا قیاس المسیتقیسین یا قیاس المستقیسین ... موقعی که وارد مسجد الحرام شدیم .روحانی کاروان گفت هیچکی تا من نگفتم سرشو بالا نگیره . قلبم تند تند می زد . گفتم دارم به خونه خدا نزدیک می شم . از خوشحالی هول کرده بودم . همه دعاهارو آوردم تو ذهنم که اولین نگاه دیدم خونه خدا رو همه رو به زبون بیارم . همین طور رفتیم از تو صحن مسجد بیرون اومدیم . گفت همه بشینن . حالا می تونین سرتونو بلند کنین . من اون موقع فکر کردم حتما می خواییم قبلش دعایی چیزی بخونیم بعد حتما هر وقت رسیدیم نزدیک خونه خدا به ما می گه ؟! سرمو که بلند کردم با حالت باور نکردنی دیدم اااااا این که خونه خداست جلو چشمام . یه ابهتی داشت برای خودش . زبونم بند اومد . گفت هر کی هر آرزویی داره در اولین دیدار برآورده می شه . همه سجده شکر به جا آوردن . سر سجده زدم زیر گریه. توبه کردم . اون لحظه اولین دعایی که کردم واسه یکی از عزیزترین هام - خواهر مهربونم بود . واسه همه دعا کردم و آخر برای خودم آرامش در زندگی و چیزی که خودش صلاح می دونه ... |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/25 و ساعت 0:12 |
خانه خدا
![]() |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/25 و ساعت 0:8 |
سودانگ
|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/25 و ساعت 0:4 |
نقشه سعادت آباد
|+| نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 1388/01/24 و ساعت 23:49 |
عکس شهرک غرب 1
![]() |+| نوشته شده توسط محسن در دوشنبه 1388/01/24 و ساعت 23:45 |
شعر اسکوتر
They're not gonna get us
Not gonna get us(7x) Starting from here, lets make a promise you and me, let's just be honest We are gonna run, nothing can stop us Even the night, that falls all around us Soon there'll be laughter and voices Beyond the clouds over the mountains We'll run away on roads that are empty Lights from the airfield shining upon you Nothing can stop this, not now I love you They're not gonna get us They're not gonna get us Nothing can stop this, not now I love you They're not gonna get us They're not gonna get us They're not gonna get us They are not gonna get us (x6) We'll run away,keep everything simple Night will come down, our guardian angel We rush ahead, the crossroads are empty Our spirits rise they're not gonna get us My love for you, always forever Just you and me, all else is nothing Not going back,not going back there they don't understand they don't understand us Not gonna get us Not gonna get us Nothing can stop us, not now I love you They're not gonna get us They are not gonna get us Nothing can stop this, not now I love you They're not gonna get us They're not gonna get us They're not gonna get us They're not gonna get us انها قصد ندارند ما را بگیرند
|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 22:13 |
وصیت نامه ی شهید میر محمود بنی هاشم
اینجانب میر محمود بنی هاشم راهی را که پروردگار عالم در قرآن کریم به ما
نشان داده است انتخاب کردم راهی که اولیاء وانبیاء خدا آنرا رفتند راهی که ائمه
معصومین(ع)و به خصوص سید مظلومین و سید الشهداء(ع) رفته است انتخاب
کردم،زمانیکه پروردگار عالم در قرآن کریم آنقدر به رزمندگان اسلام و مجاهدین فی
سبیل الله ارزش قائل است،پس چرا ما آن راه را انتخاب نکنیم؟
که اگر نکنیم در غفلت هستیم زمانیکه خداوند در قرآن،سوره توبه آیه110 خریدار
جان مومنان به بهای بهشت است و بنده فروشنده،چه است خدا،خون آنانکه در
معامله شرکت می کنند زمانیکه پیامبر اسلام در جنگها آنقدر فعالیت کرده و تا پای
شهادت پیش می رود و عزیزان و دوستان خود را در این راه شهید می دهد و این
قدر استقامت می کند پایداری می کند تا دشمن زبون را به شکست و امی دارد مانند
جنگ حنین که حضرت علی(ع) می فرماید:
«ما هر موقع در جنگها سست می شدیم به پیامبر گرامی اسلام پناهنده می شدیم.»
زمانیکه حضرت علی(ع)اولین امام بر حقّ شیعیان آن همه در جنگ ها شرکت می
کند،شمشیر می زند،فداکاری می کند و زمانیکه ضربت دین خدا به سرش می خورد
می فرماید:
«فزت برب الکعبه»قسم به پروردگار رستگار شدم به معنی امام علی(ع)رستگاری
را در شهادت می داند،پس چرا ما این راه را انتخاب نکنیم که اگر انتخاب نکنیم در
غفلت هستیم زمانیکه امام حسین(ع)در واقعه کربلا آن همه جانبازی می کند
عزیزان،اصحاب و انصار خودش را در راه دین خدا شهید می کند و چنین می فرماید
من مرگ را جز سعادت و خوشبختی و زندگانی با ستمگران را جز رنج و محنت نمی
دانم و زمانیکه حضرت اکبر(ع)در مقابل ناراحتی حضرت امام می فرماید:پدر جان
مگر ما حق نیستیم می فرماید بلی،می فرماید پس در این صورت چرا ما باید ازمرگ
بترسیم که بترسیم در غفلتیم زمانیکه ریشه اسلام به آبیاری با خون عزیزانش
سیراب می شود و رشد می کند و اولیای ما و ائمه ما با خون خودشان ریشه اسلام
را سیراب کردند پس چرا ما چنین نکنیم؟که نکنیم در غفلت هستیم زمانیکه پیامبر
اسلام آن همه زحمت می کشد،جنگ می کند،ائمه آن همه زجر و بلا می کشد و
زمانیکه حضرت موسی کاظم(ع)یازده سال در زندان بغداد می ماند برای بقای اسلام
پس چرا ما چنین نکنیم که اگر نکنیم در غفلت هستیم ما باید در راه دین خدا شهید
بدهیم،اسیر بدهیم،معلول بدهیم ،تا اسلام زنده بماند انگیزه انتخاب این می باشد پس
با توجه به حکم صریح پروردگار عالم،سنت پیامبر اسلام و ائمه اطهار(ع)این راه را
انتخاب کردم و در انتخاب این راه کاملاًآزاد بودم و هیچ سازمانی و یا ارگانی در
انتخاب این راه دخالتی نداشته بلکه خودم آزادانه انتخاب کردم.
و اما برای امّت حزب الله:
ای امت حزب الله،ای عاشقان ابا عبدالله مواظب این امام باشید به حرفها و نداهای
حسین گونه او جواب مثبت دهید و پیرواو باشید،او به ما آزادی داد،او برای ما
اسلام را زنده کرد و واقعیت اسلام را به ما نشان داد،او ما را انسان کرد ما کسانی
بودیم که آمریکا از ما حقّ وحشیت می خواست یعنی ما را وحشی می دانست در
صورتیکه امروز ما به رهبریت امام امّت آمریکا را خرد کردیم و او را زیر پا
گذاشتیم ما همان ضعیفی بودیم که زیر چکمه های طاغوت جان می دادیم امام آمد و
و ما را نجات داد و کشتی در حال غرق اسلام و مسلمین را و مستضعفین را به
ساحل نجات هدایت کرد قدر روحانیّت مبارز را بدانید و از آنها پیروی کنید که آنها
راست می گویند و راه راست را به ما نشان می دهند درود خداوند و بندگان صالح او
بر روحانیت مبارز در رأس آن امام امت و آیت الله مشکینی و خامنه ای و سایر
روحانیت مبارز اسلام.«ننگ و لعنت خدا برآن افرادیکه به نام اسلام تیشه به ریشه
اسلام می زنند»ای امت حزب الله خانواده های شهداء را فراموش مکنید و به دیدار
آنها بروید و از آنها دلجویی کنید ومخصوصاً خانواده های مفقودین که این خانواده
های مفقودین واقعاً در گردن ما حق دارند شما را به خدا یتیمان شهداء را فراموش
نکنید.
عزیزان حزب الله جنگ را فراموش نکنید که هنوز هم مسئله اصلی ما جنگ ا
ست،جنگ ما جنگ حق با باطل است ما در این جنگ از اوّل مظلوم بودیم و حالا هم
مظلوم هستیم درست است که ما انتقام خون خود را تا حدودی از دشمن کافر گرفتیم
ولی کافی نیست باید متجاوز تنبیه بشود و تنبیه متجاوز مرگ است و توبة گرگ
مرگ است مبادا غفلت بکنید و خون عزیزان ما هدر برود مبادا غفلت بکنی و
رزمندگان ما در جبهه تنها بمانند و مظلوم باشند مبادا مثل امام حسین(ع)در میدان
نبرد تنها بمانند و ما در مقابل هجوم کفار جهانی از خودمان سستی نشان بدهیم که
این واقعاً خطرناک است
مادران و پدران و جوانانمان باید مثل انصار رسول(ص)و انصار حسین(ع)باشد که
انصار خمینی مثل انصار رسول و انصار حسین می باشد و ای امّت حزب الله در
تشکیل ارتش بیست میلیونی کوشا باشید ما باید همه عضو ارتش بیست میلیونی
باشیم که بسیج در پیروزی انقلاب اسلامی و سرکوبی ضد انقلابیون و پیروزی در
جنگ نقش خیلی موثری دارد اما ای امت حزب الله...سنگر ها را خالی نگذارید و به
قول امام امّت مسجد سنگر است و نماز های جماعت را حتماً بپا دارید مبادا روزی
برسد که مثل سابق مساجد ما فقط در ماه محرم،رمضان باز باشد بقیه روزها بسته
باشداین خطرناک است در مساجد ما باید همیشه باز باشد و بچّه ها در مسجد بزرگ
شوند
امّا پیام من به مسئولین ادارات و ارگانها و به برادران پاسدار:ای برادران مسئول
توجه داشته باشید روی میزی که نشسته اید نتیجة خون شهیدان است پس در
برخورد با امّت حزب الله خیلی دقّت کنید خود را خادم این امّت بدانید بطوریکه امام
امّت خود را خدمتگذار این امّت می داند و به آن نیز افتخار می کنند شما مسئولین
نوکرهای این ملّت هستید چطور نوکر با ارباب خود برخورد می کند شما نیز با آنها
برخورد کنید و در حفظ بیت المال کوشا باشید و توجّه داشته باشید که حضرت
علی(ع)در رابطه با بیت المال چه نوع برخورد داشتند حتی در زندگی یکبار هم که
شده نامه حضرت علی(ع)به مالک اشتر بخوانید خیلی مفید است .خود را حافظ خون
شهدا بدانید مبادا این قدر کوتاهی بکنید که خشم ملّت مظلوم که نمونه خشم خداست
گریبانگیر شما باشد آن موقع است که دمار از روزگارتان در می آورند و این را
بدانید که فردای روز قیامت حسابرسی است شهیدان شما را زیر سؤال خواهند برد
در برخورد با خانواده شهداء و مجاهدین اسلام نهایت را بکنید و امّا ای برادران
پاسدار و ای جانبازان و ای مظلومان می دانم خیلی زحمت کشیده اید در راه
انقلاب،و خیلی شهید داده اید و خیلی معلول داده اید ولی شما وارثان این شهداء
هستید یعنی همه شهداء هستید پرچم خونین شهداء الان بر دوش شماست و سلاح
خونین شهداء در دست شماست و آیه محکم الهی در سینة شماست رسالت تو خیلی
سنگین است و لباس سبز تو کفن سفید توست و خون تو غسل توست پس برادرم
در این رسالت دوستانت کوشا باش تو از همه،به شهداءنزدیکتر هستی چون تو
همسنگر شهداء هستی خانوادة شهداء از تو انتظار دارند اسیران از تو انتظار دارند
امام از تو انتظار دارد بچّه های یتیم شهداء از تو انتظار دارند که قوّت قلب آنها
هستی«در سازماندهی ارتش بیست میلیونی خیلی تلاش کنید خیلی مؤثر است»در
میدان نبرد مثل سابق فعّال باشید در سازماندهی نیروهای بسیجی«در تکمیل کادر
لشگرها و یگانهای رزمی»-جنگ را-مسئولیت خود بدانید نه مأموریت خود. |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 22:9 |
وصیتنامه سردار سرلشکر پاسدار شهید مهندس مهدی باکری
یا الله یا محمد یا علی یا فاطمه یا حسن یا حسین
یا علی یا محمد یا جعفر ، یا موسی ، یا علی یا محمد
یا علی یا حسن یا مهدی (عج)
و تو ای ولی مان یا روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان
خدایا چگونه وصیتنامه بنویسم در حالیکه سراپا گناه و معصیت و سراپا تقصیر و
نافرمانیم ، گرچه از رحمت و بخشش تو نا امید نیستم ولی ترسم از این است که
نیامرزیده از دنیا بروم می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم . یا رب
العفو . خدایا نمیرم در حالیکه از ما راضی نباشی ای وای که سیه روی خواهم بود .
خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی هیهات نفهمیدم . خون باید میشدی و
در رگهایم جریان می یافتی ، ... و سلولهایم یا رب یا رب می گفت . یا ابا عبدالله
شفاعت ، آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربش ولی چه کنم
تهیدستم، خدایا قبولم کن ، سلام بر روح خدا نجات دهنده ما از عصر حاضر ، عصر
ظلم و ستم ، عصر کفر و الحاد ، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعیش، عزیزانم
اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم خط
ر وسوسه درونی و دنیا فریبی را شناخته و حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در
عمل تنها چارهساز ماست، ای عاشقان ابا عبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت
، و گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند .
بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نمائیم تا بلکه قدری از تکلیف خود را
در شکرگزاری بجا آورده باشیم .
وصیت به مادر و خواهر و برادرانم و اهل فامیل ، بدانید اسلام تنها راه نجات
و سعادت ماست ، همیشه بیاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید ، پشتیبان و از
ته قلب مقلد امام باشید ، اهمیت زیادی به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا
بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است .
همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید ، و رسالت آنها را در رسالت خود
بدانیم و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید که سربازانی با ایمان و عاشق
شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابوالفضل برای اسلام به بار آیند . از همه
کسانی که از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امیدوارم
خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد . خدایا مرا پاکیزه بپذیر . |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 22:7 |
http://pc-uni.blogfa.com
کاملترین مرجع خطای مودم به زبان فارسی را در این وبلاگ بخوانید |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 22:4 |
معرفی رشته های دانشگاهی ايران
آقا دانشگاه ها تموم شده/اما من به چند تا از دوستای دانشگاهیم قول دادم حسابی حالشون رو بگیرم و رشته هاشون رو ببرم زیر سوال!حالا ببینید: نقل از طنز ایران |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 22:0 |
سه آیه کوتاه و جالب از قرآن کریم
|+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:57 |
زندگينامه نيما يوشيج و آشنايي با سبك شعري او
زندگينامه نيما يوشيج و آشنايي با سبك شعري او
علي اسفندياري، مردي كه بعدها به «نيما يوشيج» معروف شد، در بيستويكم آبانماه سال 1276 مصادف با 11 نوامبر 1897 در يكي از مناطق كوه البرز در منطقهاي بهنام يوش، از توابع نور مازندران، ديده به جهان گشود. او نخستين شعرش را در 23 سالگي مينويسد؛ يعني همان مثنوي بلند «قصهي رنگ پريده» كه خودش آنرا يك اثر بچگانه معرفي كرده است. نيما در سال 1298 به استخدام وزارت ماليه درميآيد و دو سال بعد، با گرايش به مبارزهي مسلحانه عليه حكومت قاجار و اقدام به تهيهي اسلحه ميكند. در همين سالهاست كه ميخواهد به نهضت مبارزان جنگلي بپيوندد؛ اما بعدا منصرف ميشود. نيما در دي ماه 1301 «افسانه» را ميسرايد و بخشهايي از آن را در مجلهي قرن بيستم به سردبيري «ميرزاده عشقي» به چاپ ميرساند. در 1305 با عاليه جهانگيري ـ خواهرزادهي جهانگيرخان صوراسرافيل ـ ازدواج ميكند. در سال 1317 به عضويت در هيات تحريريهي مجلهي موسيقي درميآيد و در كنار «صادق هدايت»، «عبدالحسين نوشين» و «محمدضياء هشترودي»، به كار مطبوعاتي ميپردازد و دو شعر «غراب» و «ققنوس» و ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:55 |
نشانه های عاشق شدن؟؟
نشانه های عاشق شدن؟؟ ************** شما با افراد بسیاری برخورد كرده و در تماس بوده ایــد، اما اخیـرا" بـا شـخـصـی روبـرو شـده ایـد كـه احـســـاس متفاوتی نسبت به وی دارید ولی مطمئن نیستید كه او همان شخصی است كه دنبالش بوده اید. برای رسیدن به جواب خود در این قـسـمـت ۹ عـلامـتـی كـه نـشـان میدهد عاشق او شده اید را می خوانید.
نشانه ۹: نمی توانید به او فكر نكنید فكر شما سـراسـر از یـاد و انـدیـشـه او اسـت. بـی دلیـل به فـكر شـما مـی آید و از خود میپرسید كه آیا به اندازه نصف اندازه ای كه به او فكر میكنید، او به شما فكر میكند؟ در شگفتید كه در ذهن او چه میگذرد یا حتی فكر تماس گرفتن با او به سرتان میزند (اما بدلیل ترس از نپذیرفتن او از این كار خودداری میكنید.) اما وضعیت وخیم تر می شود. با دوسـتان خـود بیرون میروید و به چیزی در ویترین مغازه نگاه می كنید و به این می اندیشیـد كه او تـا چه اندازه به آن شیء بخصوص علاقه مند است. اگر او آخرین چیزی است كه پیش از خواب به فكر شما می آید و اولیـن چیـزی اسـت كه بعد از بیدار شدن به ذهن شـما خطور می كند - و حتی چندین بار رویای او را دیده اید، دیگر لازم نیست ادامه این مقاله را بخوانید تا بفهمید عاشق شده اید یا نه (البته برای اطمینان بیشتر ادامه دهید.)
نشانه ۸: برای او اهمیت قائلید اگر عاشق كسی باشید، دوست دارید هـمـه چـیز درمورد او بدانید: اینكه او كیست؟ به چی فكر میكند و چه چیز او را می خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهمیت میدهید. اگر بفردی علاقه حقیقی داشته باشید، اگر او روز بدی داشته باشد و یا بخاطرموضوعی ناراحت باشد، شما نیز غمگین و پریشان میشوید.
نشانه ۷: شخصیت و خصوصیاتش برای شما فریبنده و دلربا است حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنین عادتهایش در انجام كارهابرای شما شادمانی فراوانی به دنبال خواهد داشت. او چیزهایی می گوید كه باعث تمایزش با دیگران می شود، و شما این را دوست دارید. علتش را نمی دانید ولـی دانـسـتـنـش نـیـز بـرایـتان اهـمیتی ندارد. شما او را به همین صورتی كه هست دوست دارید.ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:52 |
سایت های معروف
- ==> Photo & Other
- - http://www.miadgahiranian.mihanblog.com - http://www.mymob.mihanblog.com - http://www.sonyericsson.com - http://www.istgah.com/ - Http://www.Excite.com - http://www.darkfall.blogfa.com/ - http://www.bia2pic2pc.blogfa.com/ - http://www.antiwork.xoomwebs.com - http://www.promo.cams.com/promo - http://www.goodunblock.info/ - http://www.axsexi.blogfa.com - http://www.pa2ogh.net/ - http://www.istockphoto.com/ - http://www.ni-for-ku.blogfa.com/ - http://www.asalibaba.blogfa.com - http://www.filatelisten.dk - http://www.bunnytimes.com/ - http://www.webgozar.com/feedreader - http://www.ramzsmb.blogfa.com/ - http://www.voteyourteam.com - http://www.hot-pic.tk/ - http://www.simpatie.com - http://www.iranpixbogspot.com - http://www.wandapolak.com - http://www.axeroz.com - http://www.clubsilviasaint.net - http://www.tiffanyteen.com - http://www.parsfun.ir - http://www.bia2irsub.ir - http://www.love212.blogfa.com - http://www.santabanta.com - http://www.movie33.blogfa.com - http://www.skins.be - http://www.swisscash.net - http://www.iranactor.com - http://www.Galella/WireImage.com - http://www.yangomtv2.blogfa.com - http://www.bashgahkar.ir - http://www.software07.wordpress.com - http://www.soju22.net - http://www.daejanggeum.blogfa.com - http://www.ranginkaman.com - http://www.mymarket.ir - http://www.cloob.com - http://www.farsiebook.com - http://www.sazman-sama.com/ - http://rjz.parsiblog.com - http://www.ganges.com - http://www.linkestan.com - http://www.foto-place.com - http://www.bia2box.blogfa.com - http://daneshgahe20karaji.persianblog.com - http://www.youtube.com - http://www.premierimageagency.com - http://pagead2.googlesyndication.com - http://koolstarz.blogspot.com - http://movie.mihanblog.com - http://LowPriceShopper.com - http://www.Toseeka.org - http://www.Cams.com - http://www.shahidirani.blogsky.com - http://www.m-narjes.org/pajooheshi - http://karajneeds.com - http://www.rahpouyan.com - http://vu.aictc.com/vu-iran.htm ------------------------------------------------------- - ==> ART ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:49 |
مرگ های مشکوک
1) آرنولد بنت: داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!
۲) آگاتوکلس: (خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.
۳) آلن پینکرتون: (موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.
۴) آیزادورا دانکن: (رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.
۵) اسکندر کبیر: (پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.
۶) الکساندر: (پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:45 |
کوروش کبیر:
کوروش کبیر: کوروش دوم(۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، معروف به کوروش بزرگ نخستین شاه و بنیانگذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است.شاه پارسی، بهخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر،پایهگذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شدهاست. ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی سرزمینهای ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار مینامیدند.یهودیان این پادشاه را به منزله مسح شده توسط پروردگار بشمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تائید مردوک میدانستند.
واژه کوروش : این نام در پارسی باستان(Kūruš)، در کتیبه های عیلامی (Ku-rash)، درکتیبههای بابلی، (Ku-ra-ash) و در یونانی (Κῦρος) آمدهاست. صورت لاتینی شدهٔ آن سیروس یا سایروس (Cyrus) و صورت عبری آن کورش (Koresh) میباشد.
تبار کوروش از جانب پدرش به پارسی ها میرسد که برای چند نسل بر انشان(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آنها را نقش کردهاست. بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده که در حدود 700 میزیستهاست. پس از مرگ او، فرزندش چاایش پیش به حکومت انشان رسید. حکومت چا ایش پیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کووش اول شاه انشان و آریارامن شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه اول شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آنها حکومت کردند.کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر آژی دهاک یا آستیاگ پادشاه ماد ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود. تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت ،گزونفون و کتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند.اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کردهاند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه دادهاند، بیشتر شبیه افسانه میباشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفتهاند. بنا به نوشته هرودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سزمین آسیا را غرق کرد. آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر مادها غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا میترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد. ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد.آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشتادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:44 |
آیا تا به امروز نام «جوانمرد قصاب» در شهر درندشت تهران به گوش شما خورده است؟
آیا تا به امروز نام «جوانمرد قصاب» در شهر درندشت تهران به گوش شما خورده است؟
آیا می دانید جوانمرد قصاب که بود و اصلاً «جوانمرد» چه کسی است و لوطی به چه کسی می گویند و «داش مشدی»ها چگونه آدمیانی بودند و خلاصه ریشه این باور از کجاست؟ امروز من با جغرافیا کاری ندارم و نمی گویم «جوانمرد قصاب» کجاست، اما جوانمردی، چرا؟ اگر کسی نسبت به ضعیف تر از خود ظلم و جور روا بدارد، به او می گوییم عمل او به دور از جوانمردی است و اگر کسی «دست به جیب» باشد و بذال و بخشنده در جامعه معرفی شود، می گوییم لوطی. حالا لوطی کیست ؟و جوانمرد چه خصائل و خصائصی دارد به سراغ تاریخ می رویم. می گویند کلمات امروزی جوانمرد و دیروزی لوطی، ریشه در کلمه عیاری دارد و سر سلسله آنها یعقوب لیث صفار است. «یعقوب پسر لیث رویگرزاده قرنین زرنگ و از عیاران سیستان بود. . . یعقوب از قرنین به شهرستان (زرنج) آمد و پیش رویگری. . . به روزی پانزده درهم قبول مزدوری کرد، اما طبع بلند و هوش سرشارش مانع از این بود که بدین شغل حقیر بگذراند. از این به عیاران پیوست، ولی در عیاری و دزدی نیز جانب انصاف نگه می داشت و بزرگی همت و بخشندگی خویش را نشان می داد. »? یعقوب مدارج ترقی را به سرعت طی کرد و سیستان را مسخر ساخت و با فتوحات بسیار لرزه بر اندام خلفای عباسی انداخت. در جنگی که میان سپاهیان او و خلیفه درگرفت، به حیله ای شکست خورد و به رغم این، تقاضای صلح و سازش خلیفه را رد کرد و گفت تا «قدری نان خشک، ماهی و تره پیش آوردند. رسول را گفت به خلیفه بگو من رویگرزاده ام و خوراک من همین است و این حکومت و دولت از راه دلاوری به دست آورده ام و تا خاندانت برنیندازم از پای ننشینم. اگر مردم از جانب من آسوده شدی، اگر ماندم سروکارت با این شمشیر است و اگر مغلوب شدم به سیستان بازمی گردم و به این نان خشک و پیاز بقیه عمر را به انجام می رسانم. »? اعتقاد عیاران سیستانی غارت اموال اغنیا و تقسیم آن بین فقرا بود؛ چون آنان اعتقاد داشتند اغنیا با مکیدن خون فقرا به مال دنیا دست یافته اند و باید به زور مال و منال آنها را از دستشان خارج کرد و به مستحقان رساند. این عقیده و اعتقاد، در دیگر کشورها نیز ریشه ای همچون فرهنگ ما دارد. سامورایی ها در ژاپن و داستان معروف «رابین هود» شباهت های بسیاری با داستان های روایت شده برای عیاران، دارد. این گونه اعتقادات بعدها به شکل دیگری نیز رخ نمود و در گود زورخانه و میدان کشتی گذشت، جوانمردی و لوطی گری زبان دیگری یافت و افسانه پوریای ولی، شکل دیگری از ضعیف نوازی را جلوه گر ساخت. «پهلوان محمود خوارزمی ملقب به پوریای ولی و قتالی. . . شجاعی عارف بود. »? داستان پوریای ولی آن قدر مشهور است که نیاز به بازگویی مجدد ندارد و باور عیاران سیستان و عمل پوریای ولی و اقتدا به مولای متقیان علی(ع) به عنوان مظهر جوانمردی، طی قرون و اعصار فرهنگ جوانمردی و لوطی گری را متجلی ساخت و شاید بتوان گفت فرهنگ لوطی ها در دوره صفویه شکل گرفت. عبارت «لوطی» در فرهنگ ما معنایی دوگانه و در عین حال متضاد دارد. در فرهنگ دهخدا، لوطی منسوب به قوم لوط دانسته شده و کلمه لوطی گری به معنای جوانمردی و بخشندگی و آزادگی آمده است. ? حال چگونه کلمه لوطی بار منفی دارد و لوطی گری بار مثبت، باید این تغییر معنا را در اصطلاح شدن آن جست وجو کرد. در حالی که عبارت های آشنایی همچون لوطی بازی، لوطی خور شدن، به معنای سبکسری و تاراج رفتن آمده است. هر چند که گاهی کلمه «لات» مترادف لوطی نیز آمده، ولی معنای آن «آن که هیچ ندارد، سخت بی چیز و بی سروپا و سخت رذل» آمده است. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:43 |
بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران
بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده كرد كه هریك از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین كننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد . دسته های مهم در برخوردهای بین دودختر و پسرعبارتند از: 1- برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل : این نوع برخورد بر اساس دركی كه انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد ، صورت می گیرد . انسانی كه برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است ، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می كند كه در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد . چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود كه انسان به نیازهای روانی خود در كنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران،بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد . این نوع برخوردِ احترام آمیز ، به دور از پرخاشگری ، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد . حال برای این كه جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم ، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم .2- برخورد مبتنی بر شرم افراطی:بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح” شرم” و” حیا” بپردازیم . شرم كه بیشتر مترادف با خجالت كشیدن و یا كناره گیری كردن است ، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یك برخورد اجتماعی . فردی كه دچار شرم است ، در یك موقعیت اجتماعی خاص نمی تواندرفتارمناسب و مطلوبازخود نشان دهد . اصطلاح دیگر حیاست . حیا یك صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی كه خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد . حیا در حقیقت نوعی توانایی است ، در حالی كه شرم یا خجالت،نوعی ناتوانی به شمار می آید . انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید ، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد ، دچار شرم است؛ در حالی كه وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر ، مادر ، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین كاری نیز برمی آید ، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری كرده ، آن را انجام نمی دهد ، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است . با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیابا جنس مخالف را از یكدیگر تفكیك كنیم . برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است ، در حالی كه برخورد مبتنی برحیا ،برخوردی خویشتندارانه و ارادی است . كسانی هستندكه در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده ، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگرانواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند . پسری كه به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می كند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری كه در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح كلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفكر بیان نماید ، مصداق چنین برخوردی هستند . چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد . 3- برخورداضطراب آلود و هیجان زده:در ادامهیبرخورد مبتنی بر شرم افراطی ، برخورد هیجان زدهیافراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت . این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت ، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب ، عجولانه رفتار كردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود . هیجان كه یك حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی كه نام بردیم اعم از ترس ، خوشحالی ، عصبانیت ، عجله و امثال این هاست . هر چند كه هیجانات اجزای لاینفك رفتارانسانی هستند و لی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتارمناسب تحت كنترل در آیند .برخورد با جنس مخالف به شكل هیجان زده،می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد . به طور كلی ، توصیه روان شناسان به انسان ، كنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است.این توصیه،از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست . 4- برخورد خشك و محدود : دستهیدیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشك و محدود است . در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود كه گویی از وی متنفر است و یا این كه بهشدت او را طرد می كند . هر چند كه حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه كردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یك انسان به شمار آید .5 -برخورد مبتنی بر پرخاشگری :در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( كه نوعی هیجان است )و پرخاشگری(كه یك نوع رفتار و تمایل است ) ، اشاره ای داشته باشیم . پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یك شیء و یا شخص دیگر . در حالی كه عصبانیت یك حالت برانگیختگی هیجانی است كه در آن تغییرات بدنی آشكاری دیده می شود . در حالت عصبانیت،فرد كنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد . پرخاشگری ممكن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز كند . فردی كه با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته ، چیزی را عمداً تخریب می كند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد ، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهدادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:41 |
نکته برای یک ازدواج خوب
سه نکته برای یک ازدواج خوب در این مقاله بحثی کوتاه پیرامون انتخاب صحیح و محبت در زندگی زناشویی خواهم داشت .
در انتخاب همسر دقت كنید دقت در انتخاب همسر ، یك ضرورت است و مسامحه و بیتوجهی ، پشیمانی را در پی خواهد داشت. معیارها و خصوصیات زیر ، در گزینش همسر لازم است در نظر گرفته شوند: الف) همسر دیندار انتخاب كنید ، زیرا دینداری دختر و پسر جوان، حفظ حریم عفت، حیا، نجابت و غیرت را در پی خواهد داشت. جوانی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و از وی درباره ی ازدواج رهنمود خواست. رسول خدا صلی الله علیهوآله فرمود: « آری، ازدواج كن و بر تو باد كه همسری دیندار انتخاب نمایی» پیامبر درباره گونههای انتخاب همسر توسط برخی از مردم، چنین بیان داشت: «برخی برای انتخاب همسر، به مال یا دین یا زیبایی یا به نسب او توجه دارند ، امّا بر شما باد كه با دینداران ازدواج کنید.»
ب) به اخلاق توجه كنید ، چون اخلاق، اساس و شیرازه ی پایداری و استحكام زندگی زناشویی است و بیشك، سوء اخلاق، بیاحترامی و نامهربانیهایی را در پی داشته و فروغ محبت را خاموش خواهد ساخت. پیامبر میفرماید: «هرگاه برای دختر شما خواستگاری آمد كه دین و اخلاقش را میپسندید ، قبول كنید و گرنه در سطح جامعه، فتنه و فساد بسیار میگردد».6
ج) به دلیل تأثیرپذیری دختر و پسر از خانواده و محیط رشد ، اصالت خانوادگی تعیینكننده است. از این رو، در كلام پیامبر صلی الله علیه و آله چنین آمده است: « با فلان گروه ازدواج كنید كه مردانشان عفت دارند ، پس زنانشان هم عفیف هستند ، و با آن گروه ازدواج نكنید كه مردانشان بیعفتی نمودهاند ، زیرا زنانشان هم بیعفت شدهاند». ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:39 |
دروغ قسمت سوم
لبخند بزن و صادقانه دروغ بگو! بهترین و مفیدترین راهنمایی که می توان برای ابنای بشر نوشت، راهنمای دروغ گفتن است؛ اما گویا تا به حال کسی چنین خودآموزی ننوشته است است. اولین دلیل این امر شاید این باشد که ابنای بشر ذاتا بلندند دروغ بگویند و از این رو نوشتن خودآموز دروغ گویی در حکم "زیره به کرمان بردن" یا "موشک بالستیک به آمریکا صادر کردن" باشد. دلیل دوم هم احتمالا وجود ندارد. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:37 |
دروغ قسمت دوم
جامعهاي را در نظر بگيريد كه دروغگويي در آن قاعده و نه استثنا باشد. زندگي در چنين جامعهاي بسيار پرهزينه است. اعتماد متقابل وجود نخواهد داشت، روابط افراد كاملا غيراخلاقي خواهد شد، فساد و تباهي در همه سطوح رخنه خواهد كرد و نيز چنين جامعهاي كمترين نزديكي را با يك جامعه ديني و اخلاقمدار خواهد داشت. اولين گام براي رواج دروغگويي، شكسته شدن قبح دروغ است. در جامعهاي كه دروغگويي نوعي زرنگي تلقي شود و مردم با شنيدن سخن دروغ لبخندي حاكي از سرور و شعف بر لبان خود ظاهر سازند، طبعا دروغگويي رواج مييابد. عدهاي فكر ميكنند صداقت و راستگويي صرفا يك مساله اخلاقي است و از اين رو ناخودآگاه ميخواهند آن را در بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی به حاشيه برانند، اما بايد گفت كه صداقت و دروغگويي موضوعي كليدي در فهم و نقد تمامي حوزههاي اجتماعي است. نقش آن در اقتصاد كمتر از سرمايه، نيروي انساني و ديگر عوامل نيست. اما طبيعي است كه در گذشته بر اهميت آنها از منظر اخلاقي تاكيد ميشده است. اگر امروز جامعه ما با فساد خانمانبراندازي مواجه است كه فرياد همه را درآورده، يكي از دلايل و علل اصلي بروز آن دروغ و از دروغ بدتر، تطهير دروغ در ذيل عنوان مصلحت و تقیه است. از اين رو بدون مبارزه عليه دروغ و حساسيت داشتن نسبت به آن نميتوان كوچكترين گام موثري را عليه كاهش فساد برداشت و به طريق اولي بيان هر نوع دروغي ولو با هدف به ظاهر خير، جز به گسترش فساد كمكي نميكند. در تمامي اديان از جمله اسلام بر قبح دروغ تاكيد شده و قرار گرفتن دروغ در ذيل عنوان گناهان كبيره معرف اين اهميت است. براي اينكه بدانيم جامعه كنوني ما با ارزشهاي موردنظر اسلامي تا چه حد فاصله دارد، كافي است به ميزان رواج اين گناه كبيره در سطح وسيعي از جامعه توجه كنيم. قبل از بيان توضيحات و تحليل خودم، ابتدا بهتر است كه چند گزاره محدود از پيامبر (ص) و ائمه (ع) درباره دروغ را با هم مرور كنيم. گرچه در اين زمينه احاديث فراوان است. پيامبر (ص): ـ دروغگو، دروغ نميگويد مگر به سبب حقارتي كه در نفس خود دارد. ـ از دروغگويي بپرهيزيد، زيرا دروغگويي باعث روسياهي است. ـ از دروغگويي بپرهيزيد، در موردي كه گمان ميكنيد نجات شما در دروغ گفتن است، بدانيد كه اشتباه كردهايد و هلاك شما در دروغ است. ـ از پيامبر پرسيدند: ممكن است مومن ترسو باشد؟ فرمود: بلي. ممكن است بخيل باشد؟ فرمود: بلي. ممكن است كذاب باشد؟ فرمود: نه. امام علي (ع): ـ هيچ عمل قبيحي به قبح دروغگويي نيست. امام باقر (ع): ـ كمنصيبترين فرد از سجاياي مردانگي و فضايل انساني، دروغگويان هستند. اين تاكيدات را كه قطرهاي از دريا هستند، با وضعيت كنوني جامعه خود مقايسه كنيم تا به عمق فاجعه پي ببريم. دروغ مراتبي دارد. فرض كنيد كه پولي گم شده و آن را فرد «الف» سرقت كرده است، اما هيچكس جز آن فرد و خدا اطلاعي از اين ماجرا ندارد. انكار سرقت از جانب اين فرد «دروغگويي» و عملي رذيلانه است. و بيترديد اين «دروغگويي» بدتر از آن عمل سرقت است. اما در هر حال هيچكس نميتواند با اطمينان وي را سارق و در نتيجه دروغگو بداند. تنها خداست كه از حقيقت امر آگاه است. چنين دروغي از حيث اينكه ميان فرد و جامعه پرده دروغگويی را ندريده است، در مراتب پايين دروغگويي است. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:35 |
دروغ قسمت اول
نو یسنده :عالیه شکر بیگی طر ح مسئله :فرهنگ در جامعه ایران به همان اندازه غنی و گسترده است که مطالعه آن در کشور ما فقیر و بسته. صدها خطوط فرهنگی وجود دارد که شناخت علمی آنها می تواند به حل مسائل اساسی جامعه ما از قبیل توسعه، ارتباطات، شخصیت پایه، قدرت، مدنیت و قضاوت، ... یاری رساند. یکی از این خطوط، رفتار روانی – اجتماعی دروغ است. مفهوم دروغ که وسعت معنایی و کاربردی آن حیرت انگیز است، با وجود ظاهر غیر اخلاقی آن، دارای کارکردهای عدیده ای است به طوریکه یکی از حلقه های ناگسستنی زنجیره زندگی ما را تشکیل می دهد. با نگا هی به ر و ا بط اجتماعی مر د م در ایر ا ن متو جه می شو یم که هر چند این پد یده را نا پسند می دا نیم اما به دلا یل تاریخی ،فر هنگی ،اجتما عی و...بسیا ر در متن و گفتما ن ها ی مر د م ایر ا ن روا ج دارد. در این بر ر سی به دنبال ر یشه یا بی و علل و عو ا مل آن می با شیم و در نها یت به ارا ئه ر هنمو د ها یی خو ا هیم پرداخت. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:33 |
باغهاي معلق بابل
باغهاي معلق بابل در سال 1898 ميلادي باستانشناس آلماني « روبرت كلدوي » ، در حدود 90 كيلومتري جنوب بغداد در عراق امروز در سواحل رود فرات جستجو در پي ويرانه ها و بقاياي شهر غرق شده ي بابل را آغاز كرد. بابل كه در عهد عتيق (تورات ــ كتاب آسماني موسي) از آن با همين نام ياد شده است ، در تاريخ بيش از سه هزار ساله ي خود سه بار تا پي ديوارهاي شهر منهدم شده و همواره ديگر بار از نو ساخته شده بود ، اما در نهايت اين شهر در قرنهاي 6و 5 پيش از ميلاد تحت سلطه و حكمراني فارسها و مقدونيها قرار گرفت.بابل نخستين شهر جهاني تاريخ بشريت محسوب مي شود و قبل از هر چيز به خاطر سه اثر ساختماني برجسته ، كه براي اهل فن و حرفه ي زمان خود جنجال برانگيز محسوب مي شدند ، يعني: براي برج بابل ، براي ديوارهاي عظيم و مستحكم كه به دور شهر كشيده شده بود و براي باغهاي معلق سميراميس ، مشهور و معروف شده بود. « كلدوي » از سوي شركت « آلمان ــ مشرق زمين » در برلين مأموريت داشت به جستجوي اين سه اثر هنري فني عجيب بپردازد و آنها را از دل زمين حفاري كند . اين باستانشناس 18 سال از عمر خود را در اجراي اين مأموريت سپري كرد ؛ او براي اين كه بتواند با توده ي عظيم خرابه ها و ويرانه ها دست و پنجه نرم كند دستور داد يك خط كامل نقاله ي حفاري براي انجام اين كار از اروپا به محل بياورند ــ و او در كار خود موفق شد. او برج بابل را يافت ، معبدي بزرگ و مطبّق و در عين حال درون پُر كه به افتخار خداي كشور بابل ، « مردوك » برپا شده بود . در هر صورت ، از اين اثر ساختماني كه ارتفاع آن 90 متر بوده و بر روي سطح چهار گوشي كه هر ضلعش نيز 90 متر طول داشته ، بنا شده بود ؛ تنها تعدادي از پايه هاي اصلي بنا و تل عظيمي از خاكهاي آثار مخروبه باقي مانده بود. « كلدوي » همچنين ديوار شهر بابل را ، كه عظمتش تعجب جهانيان زمان خود را برانگيخته بود ، پيدا كرد: ديوار بقدري عريض بود ، كه دو ارابه ي اسبي مي توانستند روي آن براحتي در كنار هم حركت كنند. اين ديوار ، تمام شهر ، مجتمع قصرها و نيز يك قطعه زمين مسطح و بزرگ را در بر مي گرفت. اين قطعه زمين احتمالاً براي مردمي كه خارج از ديوار زندگي مي كردند ، هنگام حمله ي احتمالي دشمن به عنوان پناهگاه در نظر گرفته شده بود. « كلدوي » از اين اثر ساختماني عظيم نيز فقط پايه هاي اصلي ديوار را كه تا 12 متر ارتفاع داشتند و تل عظيمي از ويرانه ها را يافت. اما باغهاي معلق معروف كجا بود؟ اين پژوهشگر آلماني پس از اينكه سالهاي طولاني سختكوشانه و با ناكامي به دنبال اين اثر ساختماني گشته بود ، يك روز در گوشه ي شمال شرقي مجتمع بي حد و مرز كاخهاي سلطنتي ، در عمق يك متري از سطح خاك و خرابه ، به ساختماني برخورد كه مشابه آن را تا به حال هرگز نديده بود ؛ اين پي از دوازده اتاق باريك و دراز كه اندازه يكديگر بودند تشكيل مي شد ، كه ــ بر خلاف تمام ديگر آثار ساختماني كشف شده در بابل ــ از سنگِ تراش داده درست شده بود. اين دوازده اتاق در دو سوي يك راهروي مياني رديف شده بودند ؛ سقف اين اتاقها از آجر (خشت پخته) بنا شده و چنان محكم و قطور بود ، كه ظاهراً منظور از ساخت آن تحمل بارهاي سنگين بوده است. ديوارها و ستونها تا 7 متر قطر داشتند. چيز ديگري كه كلدوي در اين خرابه ها درست در كنار اثر ساختماني طاقْ گنبدي دوازده اتاقه كشف كرد ــ كه كمتر از آن اتاقهاي نادر ، عجيب نبود ــ يك حلقه چاه بود. اين چاه از يك دهانه ي حلقويِ مركزي و دو دهانه ي گوشه دار كوچكتر تشكيل شده بود. چرخ چاهي كه به اين چاه تعلق داشته و احتمالاً از چوب و طنابهاي كلفت تشكيل مي شده ، باقي نمانده بود . كلدوي مدتي طولاني انديشيد ، كه اين زير زمين طاقْ گنبدي ، زماني چه چيزي را مي توانسته تشكيل بدهد ــ آنگاه او پاسخ را يافت. او در بسياري از نوشته هاي يونانيان و روميان ، و همچنين بر روي كتيبه هاي سنگي خط ميخي زمان بابليها ، سرنخهايي به دست آورد كه در بابل فقط در دو نقطه سنگِ تراش داده به كار رفته بوده است: در ديوار شمالي « قصر » يا كاخ و سراي سلطنتي بابل ، و در « باغهاي معلق سميراميس ». سنگهاي تراش داده شده ي قصر را « كلدوي » قبلاً يافته بود ــ بنابراين زير زمين طاقْ گنبدي مي بايست متعلق به « باغهاي معلق » مشهور مي بود. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:30 |
داشتن ابروهای زیبا
اقراق نیستاگر بگوییم كه شكل ابرو میتواند به ظاهر شما جلوه دهد و یا جلوه آن را از بین ببرد. طراحی و درست كردن ابروها دقیقا مثل انتخاب عینك بروی صورت میباشد كه اگر ابروها بهفرم صورت نخورند فرم صورت بهم خورده و شكل انرا را تغییر میدهند. شكل و فرم مورددلخواه همه اصولاشكل بیضی است كه بیشترین در صد افراد سعی بر این دارند كه فرم صورتخود را به این فرم در اورند. كه این نكته در ارایش تكمیلی و ترمیمی اجرا میشودكهاكثر خانمها این نكته را نادیده می گیرند. داشتن ابروهای زیبا
ابروان شما از كجا باید آغاز شوند؟ مداد را در كنار بینی به صورت عمودی نگه میداریم نقطه طلاقی مدادبا ابرو، همان محل شروع ابرو شماست. بلندترین نقطه ابرو باید كجا باشد؟ مدادی را در كنار بینی به سمت قسمت خارجی عنبیه چشم (قسمت رنگیچشم) نگه دارید . محل طلاقی مداد با ابرو، محل بلندترین نقطه ابروی شما را مشحصمیشوند.
مدادی را طوری نگهدارید كه امتداد آن از كنار گوشه خارجی چشمتانبگذرد. محل طلاقی مداد با ابروی شما دقیقا نقطه پایانی ابروی شماست. شكل درست ابرو را پیدا كنید؟
ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محسن در سه شنبه 1388/01/11 و ساعت 21:28 |
|
درباره وبلاگ
![]() شهرک غرب_سعادت آباد_ بوعلی _ بام تهران _ فراز _ فرحزاد _ مخابرات _ ایثار _ سیمای ایران _ ماهان_ بهینه _ شهرداری _ سپهر _ زرافشان _ گل افشان _ سیف _ پویش _ پژوهش _ اوین _ گلستان _ ایران زمین
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نويسندگان
محسنمحسن نوشته های پیشین
خرداد 1388فروردین 1388 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 پيوندهای روزانه
عکسموزیک عکس توپ عکس عکس 1 دانلود موزیک و ... ترفند ترفند کامپیوتر عکس روز عکس مجله شعر سخنرانی شیرین عبادی در کمیته صلح نوبل آموزش vb.net آموزش هک آموزش پاسکال پرسپولیس ادکلن زنانه مصاحبه با تام كروز دانلود2 آموزش کامل سخت افزار سخت افزار دانلود شعر عاشقانه موبایل تحقیق دانشجو کدهای جاوا+کلیپ+دانلود+ترفند+عکس+جک ناگفته های 12 تا دختر هم کلاسی مرکز دانلود نرم افزار آرشيو پیوندها پيوندها
عکس های بازیگران تلوزیونعکس *روابط دختر و پسر جامع ترین پورتال ایرانی سرگرمی و ... بزرگترین مرکز دانلود نرم افزار ایران هولوکاست ای بوک رایگان بیوگرافی هنر پیشه ها آموزش اینترنت آموزش ویندوز جامعه ی مجازی ایرانیان ویروس فال حافظ پرسپولیس *عمومی دموکراسی گالری عکس گالری عکس کامپیوتر شبکه قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |