مرگ
مرگ نخستین منزل برزخ است. همه موجودات امكانى، داراى اجل معیّنى هستند كه با مرگ فرا مىرسد. مىدانیم كه منظور از اجل فنا و نیستى نیست بلكه زمان و موعدى است كه موجودات به آن منتهى مىشوند. به عبارت روشنتر زمانى است كه موجودات سفر خود را به سوى خداوند متعال- پس از اندكى درنگ در دنیا- آغاز مىكنند تا در آن مقام جاى گیرند و استقرار یابند. پس مرگ نخستین منزلگاه سفر طولانى ما است: (ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ) «سپس او را مىمیراند و در قبر پنهان مىكند».(1)
مرگ پلى است كه بین دنیا و آخرت زده شده(2) و انسان را از خانه دنیا كه خانه فنا و گذر و عمل است- به خانه بقا- و ابدیت مىبرد و هیچ كس از آن گریزى ندارد و همگان فرستاده پروردگار را ملاقات مىكنند و مرگ آنها را در مىیابد و سكرات موت و جان كندن از عقبههاى سخت و دشوار مرگ است.
قرآن مرگ را چنین توصیف مىكند: (فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَ أَنْتُمْ حِینَئِذٍ تَنْظُرُونَ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ) «پس چرا هنگامى كه جان به گلوگاه مىرسد و شما در این حال نظاره مىكنید (كارى از دستتان ساخته نیست؟) و ما از شما به او نزدیكتریم ولى نمىبینید».(3)
یعنى هنگامى كه مرگ كسى- كه همان اجل و زمان رجوع و سفر او به سوى خداست- فرا مىرسد، شما حالت او را مىبینید و نظاره مىكنید، اما هیچ كارى از دستتان بر نمىآید و نمىتوانید، او را به دنیا برگردانید. دلیل آن روشن است زیرا آن سكرات مرگ و امر حقى است كه شما از آن تنفر دارید. اما چون از جانب خدا است كسى را در آن دخالتى نیست.(4)
(كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِىَ وَ قِیلَ مَنْ راقٍ وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ إِلى رَبِّكَ یَوْمَئِذٍ الْمَساقُ) چنین نیست «تا موقعى كه جان به گلوگاهش رسد و گفته مىشود: آیا كسى است كه «او را از مرگ» نجات دهد و [در این هنگام] به جدایى از دنیا یقین كند و ساق پاها [از سختى جان دادن] به هم پیچد در آن روز مسیر همه به سوى پروردگارت خواهد بود».(5)
ادامه مطلب

سلام. در این مقاله یکی از مصاحبه های قدیمی آقای حسنی رو می خوام بذارم که فکر کنم کمتر خونده شده اما واقعا مصاحبه ی دوست داشتنی هستش حتی تکرارش هم قند مکرره. امیدوارم بدون قضاوت قبلی این مصاحبه رو بخونیم نه با حب و نه با بغض. دلم می خواد حتی اگه تکراری هم هستش یه بار دیگه بخونید.
گفتگو با فرزاد حسنی مجری فوق العاده
به چه جرمی، چه گناهی، تو منو سوزوندی...
فرزاد حسنی همواره آماج احساسات متناقض مخاطبانش بوده است. ستایشگران پر و پا قرصی دارد که توجه ما را به حضور ذهن، حافظه، حاضرجوابی، تحرک و تسلطش بر احادیث و روایات از سویی و اشعار و ترانه ها از سویی دیگر جلب می کنند. و منتقدان خشمگینی دارد که او را به اجرای سفارشی و ادای جملات فرمایشی متهم می کنند.
این هویت متناقض را فرزاد حسنی در چهره و ظاهرش نیز حمل می کند. یک جوان امروزی(کاملا امروزی) که به سر و وضعش، صورت و آرایش مو اهمیت می دهد و از آن سو می تواند در طرفه العینی همچون یک واعظ و مداح روایتی را به روایتی دیگر وصل کند و نتایج اخلاقی بگیرد.
وقتی تصمیم گرفتم درباره چند و چون معمای فرزاد حسنی تحقیق کنم، با پیشنهاد او روبه رو شدم: قرار شد مصاحبه او با هاشمی رفسنجانی را با هم ببینیم و بعد کمی هم گپ بزنیم. از همان اول قرارمان بر این شد که بحث را فقط به محدوده هویت متناقض او محدود کنیم و روشن کنیم که حسنی یک استعداد صادق و متفاوت اجرای تلویزیون است یا یک مجری که مجبور است در همان کادر و چهارچوب مشخص شده تلویزیون حرکت کند.
وقتی گفت وگو را شروع می کنیم، فرزاد کارم را ساده می کند. خودش کوله باری از شکایت نسبت به روزنامه نگارهایی داشت که او را مدام به اجراهای سفارشی متهم می کنند. او در عوض به جای تاکید بر وجه امروزی خود اصرار دارد که بر بسترهای سنتی و مذهبی اش صحه بگذارد. صحبت ما این گونه شروع شد:
آرش خوشخو: فرزاد تو همین قدر مذهبی هستی که به نظر می رسد یا یک مجری هستی که به بهترین نحو سفارشات انجام شده از سوی تهیه کننده و مدیران شبکه را انجام می دهی؟
من واقعا همین قدر مذهبی هستم که می بینید. تظاهری در کار نیست. من آن چیزی را می گویم که بهش اعتقاد دارم. قسم می خورم که تا با حال هرگز و هرگز یک جمله سفارشی در برنامه ام نگفته ام، هر چند به هر حال کار در تلویزیون چهارچوب و قواعد خاص خودش را دارد که من نمی توانم از آنها تخطی کنم.
ادامه مطلب
مایكل جكسون خواننده جنجالی امریكایی برای سومین سال متوالی به عنوان احمق ترین فرد امریكا انتخاب شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه ، حدود 80 درصد از 1030 نفری كه در بررسی سالانه اول آوریل شركت كردند احساس كردند جكسون كه به اتهام قصد تجاوز به یك پسر 13 ساله تحت محاكمه است ، شایسته عنوان احمق ترین فرد در فهرست احمق های سال 2005 است كه نام خواهرش جانت جكسون هم در آن به چشم می خورد. جف بارج مشاور روابط عمومی كه ششمین فهرست از احمق ترین شخصیت های سال امریكا را تهیه كرد ، گفت : تصور امریكایی كه مایكل جكسون احمق ترین فرد آن نباشد دارد دشوار می شود. 8 نفر از هر 10 نفری كه تلفنی از آنان نظرخواهی شد گفتند جكسون سال گذشته كار احمقانه ای انجام داده كه در صدر فهرست قرار بگیرد. اسكات پترسون كه به جرم كشتن همسرش كه 8 ماهه باردار بود به مرگ محكوم شد 68 درصد آرا را به دست آورد. مارتا استوارت كه 5 ماه به جرم دروغگویی در معاملات بورس زندانی شد با 59 درصد سوم شد. حدود 56 درصد پاسخ دهندگان احساس كردند بوش احمق ترین امریكایی 2005 است و او را در رده پنجم قرار دادند. پاریس هیلتون هتلدار همجنس باز امریكایی چهارم و جانت جكسون ششم شدند.برادپیت هنرپیشه امریكایی كه همسرش جنیفر انیستون را طلاق داد و همسرش نیز از افراد این فهرست هستند. نوزدهمین شخصیت این فهرست شخصیت كارتونی به نام «پاتی» خواهر سیگاری مارچ سیمپسون در كارتون تلویزیونی «سیمپسون ها» است كه اخیرا در این كارتون همجنس باز شده است

آیا میدانستید برخیها واژههای زیر را که همگی فرانسوی هستند فارسی میدانند؟
آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش، فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور، هال، هالتر،
ادامه مطلب

